تبليغاتX
شهرِ سلام - بهار آفرینش

 

یا مقلب‌القلوب والابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

وقت آن نیست به گل حکم شکفتن بدهی

 

السلام علیک یا ربیع الانام

سلام بهار آفرینش

سلام گل سرسبد هستی

به قول شاعری خوش‌ذوق

رو به پایان می‌رود هشتاد و هشت

این دل سرگشته آسوده نگشت

آری مسافر طولانی‌سفر

اسفند درست مثل شمع نیم‌سوخته دمادم صبح

آخرین نفس‌های خود را می‌کشد و زمین و زمان رخوت باد دی و شوکت خار را پشت سر گذاشته و چتر گل بر سر می‌کشد و بهار از راه می‌رسد

اما تو که می‌دانی

گل بی رخ یار خوش نباشد                      بی‌باده بهار خوش نباشد

...و دیگر هیچ

 

+ نوشته شده در  88/12/25ساعت 11:30  توسط محسن قائمی‌نسب  |